أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )

219

شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )

شيخ روح الدين عبد العزيز « 35 » شيخى عارف و صادق بود و راست‌گوى . شفقت بسيار و ايثار تمام داشت و نزد خاص و عام مقبول بود مدفن او در نزد پدر وى است . شيخ عبد الرحيم « 36 » از درويشان صادق بود و در رياضت مىبود و در راه خداى تعالى بلاكشى داشت و بانواع بلاها مبتلا بود . مؤلف ميگويد : او را ديدم و نفسى مؤثر داشت و همتى عالى او را بود و سيماى او بر درستى حال او گواه بود متوفى شد در سال هفتصد از هجرت و او را در نزد پدر و برادر دفن كردند « 37 » . سيد عز الدين احمد بن جعفر الحسينى « 38 » از بزرگان سادات بود و صاحب جاه و مرتبه و با وجود منصب و مال بر خلايق مهربان بود و رحم و شفقت بر خلق ميكرد و بسيارى از اهل فضل و شرف تشريف و تزيين از وى مييافتند و عادت پسنديده او آن بود كه شب زنده ميداشت و بعبادت حق به آخر ميرسانيد و چون روز ميشد بكارگزارى مسلمانان قيام مىنمود و كار ايشان ميساخت و در جنازه‌ها حاضر ميشد و رنجوران را ميپرسيد و اسيران را خلاص ميكرد و قرض ديگران را بازميداد و بخويشان مىپيوست و اين بارها بر خود نهاده بود و مجمع اخلاق نبوى و اوصاف مرتضوى بود و در محله گچ‌پزان ساكن شد و مدرسه بنا كرد از براى فاضلان و عالمان . و علما را از براى آن معين كرد كه در آنجا درس گويند و كتب نفيسه بسيار بر آن مدرسه

--> ( 35 ) - الشيخ روح الدين عبد العزيز بن حسين الراغرى . ( شد الازار ) . ( 36 ) - الشيخ عبد الرحيم بن حسين . ( شد الازار ) . ( 37 ) - در اول شرح‌حال وى در شد الازار چنين آمده است : اخوه كان من الفقرا . . . ( 38 ) - السيد عز الدين احمد بن جعفر الحسينى الموسوى ( شد الازار ) .